‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود رجوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود رجوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ خرداد ۳۰, جمعه

روز ۳۰خرداد؛ روز شهیدان و زندانیان سیاسی


با سرکوب خونین تظاهرات ۳۰‌خرداد و شروع عصر اعدامهای وحشیانه، خمینی ضدبشر آخرین ذرات آزادی را نابود کرد. آن‌چنان‌که از فردای ۳۰خرداد به‌زبان دیگری می‌بایست با او سخن گفت. این زبان مقاومت انقلابی است، که از فردای ۳۰‌خرداد، مشروع و ضروری گردید. اگر وارد مبارزه قهرآمیز نمی‌شدیم، به‌جای موج مقاومت و سرسختی بیشتر، شاهد موج ندامت و خیانت بودیم ”. ندامت و خیانتهایی که دیگر نه جنبه فردی بلکه جنبه خطی و سیستماتیک نیز در آنها کاملاً ‌چشمگیر می‌بود“.
بعد از فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ خمینی دجال روند انحصار طلبی را شروع و بتدریج هرگونه آزادی بیان و فعالیت سیاسی را منحصر به اوباش حزب‌اللهی کرد. درست برخلاف  آنچیزیکه قبل از تکیه بر قدرت وعده داده بود.
خمینی اما از همان ابتدا ریل سرکوب قهر آمیز مجاهدین را آغاز کرد . مجاهدین فقط یک خواسته داشتند:‌ قطره‌ای از آزادی 
در طول ۲۷ ماه فعالیت سیاسی مجاهدین حدود ۵۴ تن از آنها حین فروش کتاب و نشریه بدست چماقدارن خمینی بشهادت رسیدند که در میانشان نوجوانان دانش آموز نیز وجود داشت.

مجاهدین، باگذشتن از حق مشروع دفاع از خود و شلیک‌نکردن حتی یک گلوله، وفاداری خودشان را به‌آزادی به‌اثبات رساندند، این‌بارهم وقتی با ضرورت مقاومت انقلابی و خونین مواجه شدند در پذیرش مسئولیت آن با فدای همه‌چیزشان لحظه‌یی تردید نکردند. میدانهای رزم را یکی پس‌از دیگری تجربه کردند و بهای آزادی و وفاداری به‌خلق را با ‌سنگین‌ترین قیمت ممکن پرداختند. 
در سالروز ۳۰ خرداد سال ۶۰ یکبار دیگر با درود به روان پاک شهدایی که به بهای خون خود تلاش کردند فضای سیاسی این مملکت را مسالمت‌آمیز نگهدارند و در روزهایی که قیام بزرگ مردم ایران می‌رود تا طومار حیات ننگین آخوندهای جنایتکار را برای همیشه درهم بپیچد و به زباله‌دان تاریخ بیاندازد، برای آزادی مردم و آبادی میهن، تجدید پیمان می‌کنیم.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید


۱۳۹۹ خرداد ۱۹, دوشنبه

شهادت ناصر محمدی توسط چماقداران خمینی در ۱۹خرداد۵۹


روز ۱۹خرداد سال ۱۳۵۹چماقداران خمینی به ‌یک انجمن هواداران مجاهدین در نازی‌آباد (جنوب تهران) حمله کردند و انجمن و جوانان مجاهد مستقر در ‌آن ‌را‌ به ‌خاک و خون کشیدند.
به‌دنبال انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران، جوانان هوادار مجاهدین در محلات فقیرنشین جنوب تهران، اقدام به ‌برپایی انجمن‌هایی کرده بودند که کار اصلی آنها حمایت از مردم محروم آن مناطق بود. اما خمینی که کمر به ‌نابودی هر چیزی که مارک خودش را نداشت بسته بود، انجمن جوانان میثاق در محله‌ نازی‌آباد تهران را نیز برنتابید و به ‌تخریب آن توسط چماقداران خود اقدام کرد.
در این حمله‌ وحشیانه، میلیشیای مجاهد خلق ناصر محمدی، توسط پاسداران خمینی به‌ شهادت رسید.
مجاهد شهید ناصر محمدی که از ناحیه‌ٔ چشم و سر هدف قرار گرفته و به ضرب گلوله ژ_۳ در سحرگاه ۱۹خرداد به خون غلطید فرزند یک خانواده کم‌درآمد جنوب شهر تهران و شاگرد سال آخر هنرستان صنعتی بود. او با کار یدی مخارج تحصیل خود و بخشی از امرار معاش خانواده‌اش را تأمین می‌نمود.
از نشریه مجاهد ۲۲خرداد سال۵۹:
« گزارش آخرین عبارات مجاهد شهید ناصر محمدی در آخرین لحظات قبل از شهادت در قبال فرد مسلحی که ”عزیزی “ خوانده می‌شد و با برچسب ”التقاطی“ توهین می‌نمود، بنا‌به‌ نوشته کتبی یارانش به شرح زیر است:
” ناصر: برادر اینجا جائیست که مردم محل از آن امرار معاش می‌کنند، التقاطی فکر کردن یعنی چه؟
_کاری نکن که همین جا بزنمت (بکشمت).
ناصر: من هم یکی، مثل مهدی رضایی هستم، هیچ فرقی نمی‌کنم و....
خطاب به یکی از برادران: اگر من شهید شدم و این سعادت نصیبم شد، به مادرم بگوئید هم‌چنان مادر مهدی رضایی باشد. من فرزند فقر و دردم (بعد نشست) تاریخ سیر تکامل خود را طی می‌کند. معلوم می‌شود، که ظالم و مظلوم کیست... در همین زمان شلیک گلوله شروع شد و به چشمش خورد

از سخنرانی مسعود رجوی در ۲۲خرداد ۵۹ در میتینگ امجدیه
بعد هم آخرین شهید در روز ۱۹خرداد، عجب شهیدی یک نوع گل محمدی دیگر پرپر شد. ناصر محمدی، سلام بر محمد. یک مهدی رضایی دیگر. درست ۱۸سال. دانش‌آموز هنرستان صنعتی از جنوب شهر. عجب داستانی بود ناصر با رفقایش، خودش قبل از انقلاب قبل از این‌که به مجاهدین بپیوندد مبارزه می‌کرد. انجمن تشکیل می‌داد در محل آن پمپ بنزین مخروبه در خیابان شیر و خورشید فعالیت صنفی می‌کرد. اجناس نایاب را مثل گوشت، تخم مرغ، پودر رختشویی به قیمت نازل برای محلشان فراهم می‌کردند و این فعالیت حالا با کمک مجاهدین باز هم ادامه داشت. استشهادهای اهل محل را در آنجا دیده‌اید. محل هم دولتی نبود. قابل استفاده نبود. اینها خودشان از همان پولها، از همان ۳۵۰تومانهای پروینهای صادقی دورش را دیوار کشیده بودند. صاحبان خصوصی‌اش هم هیچ شکایتی نداشتند. ولی خواندید و دیدید که چه شد. انجمن تخریب شد. همین گلوله‌ها باریدن گرفتند. عجب ما را از چه می‌ترسانید.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۹ خرداد ۴, یکشنبه

مجاهد شهید بنیانگذار محمد حنیف نژاد


خاطره‌ درباره بنیانگذار کبیر مجاهدین:
روز اول یا دوم ماه رمضان بود که محل اختفای «محمد‌آقا» محاصره شد. در آن خانه تیمی، «محمد‌آقا»، رسول مشکین‌فام و من با چند ‌نفر دیگر دستگیر شدیم. بعد از سحری و نماز صبح بود که ساواک به ‌داخل خانه ریخت. قبل از این‌که دشمن وارد شود، ما فقط فرصت کرده بودیم که مدارک داخل اتاق را از بین ببریم. وقتی که ساواکیها به‌صورت چند نفری به‌داخل اتاق ریختند و «محمد‌آقا» دستگیر شد. از همان لحظه اول دست و پایش را بستند و کتک زدند و شکنجه شروع شد. ساواک می‌دانست که همه اطلاعات و امکانات و هر چیزی که مربوط به سازمان بوده، نزد محمد حنیف‌نژاد است. به همین دلیل همه شکنجه‌ها و فشارها پس از دستگیریش روی او متمرکز شده بود. یعنی از صبح تا شب در تمامی ساعتها او زیر شکنجه بود و رد افراد، سلاحها و امکانات سازمان و همه اطلاعاتی را که داشت از او می‌خواستند. با آن‌همه فشار شکنجه در آن شرایط، من شاهد چنان روحیه‌یی در او بودم که ‌گویی اصلاً دستگیر نشده، یا انگار نه ‌انگار که زیر شکنجه است، درست مثل این‌که در بیرون است، عجیب بود که خودش را در آزادی عمل می‌دید و محدودیت زندان و فشار شکنجه‌ها بر انجام مسئولیتش تأثیری نگذاشته بود و او کارهای سازمان را دنبال می‌کرد. از خط دادن برای برخورد در زندان؛ تا حل ‌و ‌فصل این مسأله که هرکس در دادگاه چه دفاعی بکند و پیغام دادن به خارج زندان که بچه‌های بیرون خودشان را چگونه حفظ کنند، چگونه عملیات کنند و… کسی که در این مدت بیشترین کمک‌کار محمد‌آقا بود و از همان روز اول دستگیرشدن محمد تلاش کرد تا از هر‌ طریق، و با پذیرش هر ‌ریسک، با او رابطه برقرار کند «مسعود» بود. از همان روز اول تلاش کرد که پیغام برساند و پیغام بگیرد و روز و شب طرح و نقشه داشت تا به‌طریقی با او ملاقات کند و موفق هم شد و این کار را انجام داد. 
در همین رابطه و از طریق نامه‌هایی که «مسعود» برای «محمد‌آقا» می‌فرستاد و جوابهایی که بر‌می‌گشت، رسالت و مسئولیت هدایت مجاهدین از حنیف به مسعود رسید. زبانم از بیان محتوا و کیفیت آن رابطه عاشقانه‌یی که مسعود به‌خاطرش سخت‌ترین شکنجه‌ها را تحمل کرد و بیشترین بها را پرداخت، قاصر است. فقط می‌توانم بگویم که چنین اوجی از رابطه دو‌ انسان را وقتی توانستم اندکی فهم کنم که در پرتو انقلاب مریم با تعریف جدیدی از کمال انسانی آشنا شدم، تا آنجا که من سعادت فهمش را داشتم: انسان موجودی است انتخابگر، که در اوج آگاهی و رهایی و تکامل خودش، رهبری عقیدتی انتخاب می‌کند و خودش را از سر نیاز و عاشقانه به‌او می‌سپارد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید


۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۱, پنجشنبه

کارگر شهید عباس عمانی


اولین شهید در زمستان سرد خمینی 
روز جمعه۲۸ دی۱۳۵۸عباس عمانی کارگر زحمتکشی که مشغول چسباندن پوسترهای تبلیغات انتخاباتی مجاهدین در تهران بود را با ضربه‌های چماق کشتند. در این ایام هر کتابفروشی و کیوسکی را که نشانی از مجاهدین داشت به آتش می‌کشیدند. 

«حقیقت را همیشه باید ترویج کرد... حقیقت را همیشه باید ترویج کرد».
این جملهٔ گزیده و موجز را جوانی نوشته است که تازه دیپلم دبیرستانش را گرفته بود و با شور و شوق فصلی جدید، در جستجوی افق‌های نو آینده بود.
جوانی که به تحقق ایرانی آزاد و آباد یقین داشت و برای ترویج این معانی متعالی، وجود خود را در پرتو این ارزش‌ها تربیت می‌نمود و بارقه‌های آنها از وجودش به کناردستی‌ها، دوستان، اقوام و همکارانش ساطع می‌شد.
کارگر جوانی که طعم زندگی را در کارگاه پروانه‌سازی در نعمت‌آباد تهران می‌چشید و از طبقهٔ زحمتکشان استثمار شده بود:
«من عباس عمانی یکی از طرفداران سازمان شما می‌باشم. دیپلم چهارم نظری را گرفته‌ام و فعلاً در پروانه‌سازی در نعمت‌آباد کار می‌کنم. برادران کارگرم را راهنمایی کرده‌ام تا هوادار سازمان شما باشند و همچنین در محل زندگی‌مان ـ شیر و خورشید، چهارراه عباسی ـ نیز دوستانم را بیشترشان را هوادار سازمان کرده‌ام و بعضی از بچه‌های فامیل‌هایمان را هم همینطور. از گفتن این مطالب نه پاداش می‌خواهم و نه برای خودستایی؛ چون حقیقت را همیشه باید ترویج کرد... حقیقت را همیشه باید ترویج کرد».(نامه عباس عمانی به سازمان مجاهدین خلق ایران، دی ۱۳۵۸)

مسعود رجوی: هنوز خون کارگر مجاهد، شهید عباس عمانی که در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری به جرم پخش اوراق تبلیغاتی بشهادت رسیده بود، نخشکیده بود، که خبر شهادت و اعدام برادران عسگری را شنیدیم و برادر دیگری از همین خانواده که به زندان رفت.
مسعود رجوی: بله اینها نشانه‌های صبح طلوع فجر بیداری نهایی خلق. نهایت شب رهروان کوی عشق و شهادت و آیات فرخنده‌ ایمان امیدند.... خدایا تو شاهد باش که این شهدا هیچ‌کدام وزیر و وزیر زاده و اهل محلات وزیر نشین، برخلاف آنچه عده‌یی می‌گویند نبوده‌اند. محروم‌ترین فرزندان خلق بودند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید


۱۳۹۸ آبان ۲۰, دوشنبه

مجاهد شهید حسام الدین ثوابی


مشخصات مجاهد شهید حسام الدین ثوابی
محل تولد: تهران
تحصیلات: ديپلم
سن: 25
محل شهادت: کرج
تاریخ شهادت: 1367

مریم رجوی: راستی اگر این مجاهدین و مبارزین به نام آزادی سینه سپر نمی‌کردند، و اگر مسعود رجوی ارتجاع سیاه آخوندی را به مصاف نمی‌خواند، چه نامی از ایران و ایرانی بر جا می‌ماند؟



با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ آبان ۱۲, یکشنبه

مجاهد شهید وحید پیروی


مشخصات مجاهد شهید وحید پیروی
محل تولد: تهران
تحصیلات: دیپلم
سن: 29
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367
زندانی سیاسی: 2سال

«... وقتی که مسعود را بغل کردم و با او روبوسی کردم، احساس کردم که تمام هستیم لبریز از بهار شد. لبریز از امید شد... خیلی سعی کردم که بتوانم تمام احساساتم را هنگامی که مسعودو مریم را دیدم بیان کنم. هر کس که آنها را ببیند و با آنها باشد به وضوح صبح روشن و شکفتن گل و جاری شدن رود، سبز شدن طبیعت و حرکت موزون نبض تپنده دلها را می بیند»...
وحید پیروی از فرزندان دلیر محلات جنوب تهران بود. قبل از قیام ضدسلطنتی به دفاعیات شهیدان مجاهد دست یافت و هوادار سازمان شد. در قیام فعالانه شرکت کرد. سال 58 در ارتباط با انجمن جوانان موحد، هوادار مجاهدین، فعالیت حرفه ییش را آغاز کرد و مسئولیت یک تیم میلیشیا را به عهده داشت.
زمستان سال 59 دستگیر شد و 2سال را در اسارت گذراند.
در سال 65 به منطقه مرزی رفت و به کسب آموزشهای نظامی پرداخت.
این مجاهد دلیر در روزهای تدارک عملیات فروغ جاویدان، سر از پا نمی شناخت.
مجاهد قهرمان وحید پیروی با شوری وصف ناپذیر به میدان شتافت. در جریان عملیات به شهادت رسید و به کهکشان شهیدان مجاهد خلق پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ مهر ۱۹, جمعه

مجاهد شهید مصطفی دانش پور مقدم


مشخصات مجاهد شهید مصطفی دانش پور مقدم
محل تولد: تهران
شغل: حسابدار
سن: 25
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1360

بعد از سی خرداد در اسفندماه در خانه تیمی بودند که به آنها اطلاع داده شد که خانه مشکوک شده است. همراه با همسرش (مجاهد شهید حمیده جودی شبستری) خانه تیمی را ترک کردند. در مسیر توسط یک گشت کمیته و یک خائن که در ماشین گشت بوده شناسایی شدند. کمیته چی‌ها برای دستگیری آنان طرح ریخته و در حوالی پل سیدخندان از پشت یک تصادف ساختگی ایجاد کردند.
وقتی مصطفی از ماشین پیاده می‌شود، بلافاصله از ماشین پشتی به پای او شلیک می‌کنند. او به سمت پیاده رو می‌رود و برای این‌که زنده دست دشمن نیافتد به خودش شلیک می‌کند. همان شب لاجوردی جلاد اوین سراغ برادر مصطفی که در زندان بود می‌رود و با نشان‌دادن گواهینامه او می‌گوید این را میشناسی. و بعد هم می‌گوید «به درک واصل شد».

یک خاطره از شهید مصطفی:
می‌گویند در یک کوهپیمایی به قله دماوند با تعدادی دیگر از برادرانش می‌رفتند که در نقطه‌ای از مسیر که آب کم بوده و جیره‌بندی شده بود به هر کس یک لیوان آب سهمیه می‌دهند. می‌گفتند مصطفی با آن یک لیوان آب وضو گرفت و نماز خواند.
او از کودکی قرآن با سبک عبدالباسط می‌خواند و در همه میتینگهای برادر مسعود بجز کلاسهای تببین جهان او قاری قرآن قبل از مراسم بود.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ شهریور ۶, چهارشنبه

مجاهد شهید رحمان منّانی - در راه آرمان آزادی شهید شد


مشخصات مجاهد شهید رحمان منانی 
محل تولد: تهران
شهيدان سرافراز اشرف
سن: 35
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: اشرف
تاریخ شهادت: 1392

 «برای میهنی که ندیده بود…» 
به جوانان وطن نام تو را خواهم گفت
به یقین آتشی از عشق تو را می‌گیرند
همچو تو با دل دریایی و با عشق بزرگ
چون که تازند به کفتار زمان چون شیرند

«این‌جانب رحمان منانی فرزند محمدرضا منانی… پدر و مادر من مجاهد بودند و خانواده پدر و مادرم هم از هواداران نزدیک مجاهدین بودند یا این‌که مجاهد بودند. دو تا از عموهایم شهید شده‌اند و یک دایی من هم شهید شده است. من تنها فرزند خانواده هستم. مادرم معصومه بلورچی دکتر عمومی است و پدرم محمدرضا منانی مهندس است. من در سال 61 به اتفاق اعضای مجاهدین به ترکیه عزیمت کردیم… . بعد از سه تا چهار ماه مادرم آمد و با او به کشور فرانسه سفر کردیم. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه مجاهدین در پاریس (مصباح) آغاز نمودم».
«پس از پرواز تاریخساز صلح و رهایی برادر مجاهد مسعود رجوی به منطقه مرزی عزیمت نموده و ادامه تحصیل دادم. پس از تصرف کویت توسط نیروهای عراق و شروع بحران کویت و شروع جنگ خلیج فارس به دانمارک رفتم و تحصیلات متوسطه خود را در آنجا ادامه دادم».
آگاهی رحمان نسبت به ظلم و ستم ارتجاع حاکم در ایران، مانع از آن شد که بتواند در کشورهای اروپایی زندگی آرام و بی‌دغدغه‌اش را ادامه دهد. منصور قدرخواه یکی از اعضای شورای ملی مقاومت ایران در خاطره‌ای از رحمان نوشته است:
 «فقط یک دیدار با رحمان کافی بود تا عاشقش بشوی. همیشه می‌گفت: ”برایم از ایران بگو من ایران را ندیده‌ام“. به او می‌گفتم بعد از سرنگونی می‌برمت تهران همه جا را نشانت می‌دهم.
می‌گفت: اگر شهید شدم به بچه محلهایتان بگو یک رحمانی بود که برای آزادی ایرانی که ندیده بود شهید شد».
«سرانجام در سال 1376 متقاضی پیوستن به صفوف ارتش آزادیبخش ملی ایران و جنگ و پیکار علیه رژیم ضدبشری خمینی شدم».
رحمان در ارتش آزادی به سرعت آموزشهای رزمی را فرا گرفت و برای رزم آزادی ایران آمادگی کسب کرد.
اما رزم اصلی که او در آن آموزش دید و به رفیع‌ترین مدارجش صعود کرد، نه رزم نظامی و نه با جنگ‌افزارهایی مانند توپ و تانک، بلکه رزم ایدئولوژیک بود. رزمی بسا بالاتر از رزم نظامی بود که البته آن را هم در برمی‌گرفت. در این میدان بود که رحمان به مجاهدی تبدیل شد که بدون سلاح و با دست خالی هم می‌توانست دشمن تا دندان مسلح را شکست دهد و پوزه‌اش را به خاک بمالد. رحمان در حمله شش و هفت مرداد سال 88 اولین نفری بود که جلوی زرهی دشمن خوابید تا از ورود آن به اشرف جلوگیری کند. این رزمی بود که رحمان آن را در مکتب انقلاب مریم رهایی فرا گرفت و تا بن استخوان به آن مؤمن بود.
او خود در نامه‌یی به تاریخ 27آبان 86 به خواهر مریم نوشت:
 «… بدانید این‌جا فرزندانی دارید که تا به آخر سر به راهتان گذاشته‌اند یعنی خیلی به قدرتی که پیدا کرده بودم می‌نازیدم و سر افراز بودم… 
در نامه قبلی‌ام هم نوشته بودم که تمام آرزویم این بوده و هست که روزی باعث افتخار شما شوم و شایسته القابی که می‌گویید بشوم».
به یمن انقلاب مریم، دوران پایداری پرشکوه 10ساله در اشرف، دوران رشد شخصیت انقلابی و درخشش گوهر ناب مجاهدی رحمان بود. در حملات آدمکشان مالکی رحمان بارها زخمی شد. اما قدمی پا پس ننهاد.
رحمان مسئولیت خبرنگاری سیمای آزادی در اشرف را به‌عهده داشت و در تدوین برنامه‌های سیمای آزادی نیز بسیار خلاق و پرتلاش بود، چرا که آن را نیز بخشی و جلوه‌ای از جنگ سرنگونی رژیم پلید ولایت‌فقیه می‌دانست.
با همین شور و انگیزهٴ خالصانه و انقلابی بود که با اصرار بسیار موافقت مسئولانش برای ماندن در اشرف و نگاهبانی اموال مجاهدین در اشرف را جلب کرد، زیرا به خوبی می‌دانست که این نه حفاظت از اموال، بلکه حفظ و حراست از شرف یک خلق و یک میهن است. مأموریتی که او آن را به درخشان‌ترین وجه ممکن به انجام رساند و خودش نیز به الگویی برای همهٴ جوانان ایران تبدیل شد. رحمان قهرمان خود بارها از جمله در یکی از دست نوشته‌هایش در آبان 91 تأکید کرده است:
 «هیهات مناالذله… بالاترین منت بر من گذاشته شده که نگهبان اشرف و مزار شهیدان باشم
دشمن زبون هر چقدر که بخواهد توطئه و مکر و نیرنگ کند، چنان درس طلایی به او بدهیم که از کرده خود پشیمان شود. در این شرایط با تمسک به انقلاب مریم و رهنمودهای برآمده از آن تلاشم را خواهم کرد که سربازی لایق و آجری محکم زیر پای مسؤلان و شورای رهبری باشم. زندگی مطلوب من همانا در زیر سایه رهبری مجاهدت کردن و در نهایت وفای به عهد می‌باشد
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
 «دشمن زبون گمان می‌کند که اگر عرصه را هزاران برابر بر ما تنگ کند و فشارهای زندان را افزایش دهد… می‌تواند خللی در عزم ما ایجاد کند».
آخرین کلمات مجاهد قهرمان رحمان منانی نیز هم‌چنان گویای همین پیام است. او در مرداد 92 و اندکی قبل از شهادت قهرمانانه‌اش نوشت:
 «ای علی، مرا جزو لشگریان کوی‌ات بپذیر. همانها که برای رسیدن به تو برای جامه عمل پوشاندن به آرمانهای تو هر آنچه که از جانب پروردگارشان به آنها رسید جز بر ایمانشان افزوده نشد و در این راه نه سستی و نه ضعف نشان ندادند و با شعار هیهات منا الذله به همهٴ ابتلائات لبیک گفتند. رحمان منانی 13مرداد 92».
مجاهد قهرمان رحمان منانی  ‌زاده انقلاب مریم، همه چیزش را فدیهٴ راه آزادی مردم ایران کرد. اینک همرزمان او و جوانان ایران هستند که پیام رحمان را فریاد می‌کنند که: «دشمن زبون گمان می‌کند که اگر عرصه را هزاران برابر بر ما تنگ کند و فشارهای زندان را افزایش دهد می‌تواند خللی در عزم ما ایجاد کند» فرزندان دلیر ایران و خلق بپاخاسته، این مسیر را در یکانهای ارتش آزادی‌بخش، تا سرنگون کردن رژیم پلید آخوندی ادامه خواهند داد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ مهر ۹, دوشنبه

مجاهد شهید علیرضا عزیزی شرق


مشخصات مجاهد شهید علیرضا عزیزی شرق
محل تولد: تهران
تحصیلات: ديپلم
سن: 21
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1362

 زندگی نامه مجاهد شهید علیرضا عزیزی شرق
علی رضا عزیزی‌شرق، قبل از قیام  57با سازمان آشنا شد .به‌دلیل این‌که برادرش کاظم،سازمان را می‌شناخت و در زمان شاه 2سال زندانی سیاسی بود. و قبل از انقلاب در کلاس عربی که کاظم گذاشته بود شرکت داشت همچنین برای تبلیغ علیه رژیم شاه تراکت پخش می‌کرد و شعارنویسی می‌کرد و یا این‌که به کوه همراه با کاظم و دوستان کاظم می‌رفت.
روزی که آخرین زندانیان سیاسی از جمله برادر مسعود از زندان آزاد شد علیرضا همراه با کاظم جلو زندان قصر بودند. و از آنجا به کانون وکلا رفته و صبح هم همراه با آنها به خانه رضایی‌ها رفتند.
در هنگام تصرف نیروی هوایی همراه با کاظم و پدرش درآنجا حضور داشت و سلاح به غنیمت گرفته بود.
در همه تظاهراتها علیه شاه شرکت داشت. در 22بهمن قیام ضدسلطنتی بسیار خوشحال بود.
علیرضا شوخ طبع و همیشه شاداب بود و وقتی که او در خانه بود همیشه پر سر و صدا بود وقتی که او خانه نبود خانه در سکوت بود.
بعد از انقلاب علی رضا تمام مدت دنبال سازمان بود و در قسمت دانش آموزی شرق تهران مشغول فعالیتهای تبلیغی سیاسی سازمان بود. 
درسخنرانیهای مسئولان سازمان در دانشگاه‌های مختلف و در کلاسهای تبیین جهان برادر مسعود شرکت داشت. 
یک بار سوار موتور بود که پاسداران به او می‌زنند و در واقع شکل تصادف داده می‌شود در این تصادف ساختگی  علی رضا از ناحیه سر و دست مجروح می‌شود که مردم او را به بیمارستان می‌برند. بعد که ما خبردار می‌شویم کاظم او را به امداد طباطبایی سازمان مجاهدین می‌برد که در آنجا چند روز بستری ودرمان می‌شود. 
موتور را هم پاسداران مصادره می‌کنند و هر چه تلاش کردیم اصلاً معلوم نشد چه شده است.
بعد از این‌که سازمان وارد مرحله فاز نظامی می‌شود علیرضا به همراه کاظم خانه را ترک می‌کنند و یک اتاق اجاره می‌کنند و مادرم کمک می‌کند که وسایل اتاق را برایشان تهیه کند.
قرار بود که به منطقه برای وصل به سازمان بروند که مادرم از بانک وام می‌گیرد و به آنها می‌دهد.
یک روز در ماه مرداد  علیرضا سر قرار دستگیر می‌شود و کاظم که در اتاق منتظراو بوده  یک دفعه پاسداران به خانه هجوم آورده و  کاظم را هم دستگیر می‌کنند.
علیرضا تا مرداد 1362 در زندان گوهردشت بود و در 5مرداد توسط دژخیمان خمینی جلاد اعدام می‌شود.
یکبار که مادرم برای ملاقات علیرضا به زندان می‌رود می‌بییند تمام دندانهای جلو شکسته بود  می‌گوید چه شده که علیرضا می‌گوید چیزی نیست فوتبال بازی کردم یعنی می‌خواسته اینطوری بگوید که مادرم ناراحت نشود. در حالی که توپ فوتبال شده بود در دست جلادان
در مرداد مادرم برای ملاقات می‌رود دژخیمان می‌گویند اینجا نیست و مادرم که تجربه کاظم را داشت یکراست به بهشت زهرا رفته و از مسؤل آنجا پیگیری می کند. مادرم می‌گوید که از زندان به او گفته‌اند اینجاست. 
فردای آن روز مادرم و پدرم و همسر خواهرم می‌روند که آن آدرسی که آنها داده‌اند می‌شکافند و جسد را می‌بینند که یک گلوله به گلویش خورده بوده یکی هم به‌صورتش و این صحنه را که می‌بیینند مطمئن می‌شوند که خود علیرضا است نشانی می‌گذارند و بعد به خانه می‌آیند.
 هیچکس نمی‌تواند این لحظه دردناک را به تصویر بکشد یا بیان کند رنجی که این مادر کشیده است.
باشد که روز انتقام از این آخوندهای دجال ضدبشر فرا برسد.

مریم رجوی: خونهای مجاهدین و مبارزین آرمانخواه، هرگز از جوشش بازنمی‌ماند و در تمام این سالیان، روح عصیان و اعتراض جامعه ایران در پیکار با رژیم ولایت فقیه بوده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ شهریور ۱۱, یکشنبه

مجاهد شهید رقیه اکبری


مشخصات مجاهد شهید رقیه (منیره) اکبری
محل تولد: تهران
تحصیلات: دانشجوي فيزيک
سن: 29
محل شهادت: جوانرود
تاریخ شهادت: 1379

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ تیر ۱۱, دوشنبه

مجاهد شهید حمید رضا رقابی


مشخصات مجاهد شهید حمید رضا رقابی
محل تولد: تهران
تحصیلات: ديپلم
سن: 20
محل شهادت: تهران

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ اردیبهشت ۳, دوشنبه

مجاهد شهید سعید محمد طاهرنجار


مشخصات مجاهد شهید سعید محمد طاهرنجار
محل تولد: تهران
تحصیلات: ديپلم
سن: 29
محل شهادت: تهران

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ اسفند ۱۱, جمعه

مجاهد شهید ماشاءالله رهبرنیا


مشخصات مجاهد شهید ماشاءالله (ماشال) رهبرنیا (رهبر)
محل تولد: تهران
تحصيل: دیپلم
سن: 22
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1361

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ بهمن ۳, سه‌شنبه

مجاهد شهید سیمین نوری نیک


مشخصات مجاهد شهید سیمین نوری نیک
محل تولد: تهران
تحصيل: دانشجو
سن: 23
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1360

مریم رجوی: راه و آرمان مسعود را در پیش بگیرید، راه قیمت دادن برای آزادی، راه نبرد بی‌امان برای برابری، و راه نبرد برای جامعةی عاری از ستم، عاری از تبعیض و عاری از جهل و فریب.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ آذر ۱۷, جمعه

مجاهد شهید فاطمه فخاریان


مشخصات مجاهد شهید فاطمه فخاریان
محل تولد: تهران
تحصيل: راهنمایی
سن: 20
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1360

عکس این شهید گرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است.

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ آبان ۲۵, پنجشنبه

مجاهد شهید ملیحه معاونی


مشخصات مجاهد شهید ملیحه معاونی
محل تولد: تهران
تحصيل: دیپلم
سن: 27
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1363

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ شهریور ۱۷, جمعه

مجاهد شهید هوشنگ محمد رحیمی


مشخصات مجاهد شهید هوشنگ محمد رحیمی
محل تولد: تهران
تحصيل: دانشجوی مهندسی
سن: 24
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1371

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ شهریور ۱۵, چهارشنبه

مجاهد شهید اسفندیار کلهر


مشخصات مجاهد شهید اسفندیار کلهر
محل تولد: كرج
تحصيل: دانش آموز
سن: 22
محل شهادت: کرج
زمان شهادت: 1366

متاسفانه از اين شهيد  قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را مي‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۳۹۶ تیر ۳, شنبه

شهادت عشق فروزان آزادی، شهید مقدس ندا حسنی


۲تیر ۱۳۸۲ - ۲۳ژوئن۲۰۰۳
روز دوم تیر سال ۱۳۸۲ ندا حسنی عشق فروزان و شعله‌ور آزادی در اعتراض به ‌معامله کثیف دولت فرانسه و رژیم ضدبشری آخوندی، مبنی بر بازداشت سمبل آزادی مردم ایران، مریم رجوی، خود را در برابر سفارت فرانسه در لندن به ‌آتش کشید و طومار توطئه ‌‌‌‌‌‌‌دولت فرانسه در همدستی با رژیم آخوندی را درهم پیچید.
ندا حسنی در سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد و در سال ۱۳۶۲ همراه با پدر و مادرش به‌ کانادا رفت. ندا تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ‌‌‌‌‌‌‌انفورماتیک در دانشگاه کارلتون اتاوا ادامه می‌داد اما آشنائیش با آرمانهای انقلابی مجاهدین و به‌خصوص تأثیری که از شهادت عمویش پذیرفته بود، مسیر زندگی او را عوض کرد...
ندای قهرمان با روحی سرکش و عشقی سرشار به ‌آزادی درحالی‌ که می‌دید مردم ایران زیر شکنجه ‌‌‌‌‌‌‌رژیم آخوندی هستند، درس‌خواندن و آسایش در غرب را رها کرد و در سال ۱۳۷۶ به‌عنوان یک مبارز حرفه‌یی به ‌مقاومت ایران پیوست
مادرِ دلیر و پرصلابت ندا پس از شهادت فرزندش گفت:
”من خیلی به ‌دخترم افتخار می‌کنم، دخترم خود را قربانی این کرد که به ‌دنیا بگوید رژیم بنیادگرای ایران مردم را می‌کُشد و شکنجه می‌کند“
و پدر شجاعش گفت:
”او سرشار از زندگی بود. او می‌خواست نگذارد مردم شکنجه شوند. کارهای او از عشق سرچشمه می‌گرفت”.
#آذربایجان #تبریز #میاندوآب #بناب #بوکان #ارومیه #اردبیل #بوشهر #اهواز #تهران #قزوین #زنجان #ایران  #آذرشهر #ملکان #همدان
#قتلعام67 #جنبش_دادخواهی #ایران #اعدام #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #مریم_رجوی #تهران #تبریز #خوزستان  #شیراز #اهواز  #tehran #مقاومت #
با ما درکانال جدید پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
 https://t.me/shahidanAzadai96
@elhamazarpor

۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه

سربداری دیگر در قتل عام 67 مجاهد شهید منصوره نانسا



 مشخصات مجاهد شهید منصوره نانسا
محل تولد: تهران
 تحصيل: دیپلم
سن: 25
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1367

در صورتیکه از#مجاهد شهید منصوره نانسا عکسی  در اختیار دارید دریغ نکنید مانیازمند هستیم وبرای ثبت در سینه #تاریخ می خواهیم باشد که دینی کوچک را به این #قهرمانان ادا کنیم. ایمیل ارتباطی ما  : sohaila.derakhshan@gmail.com
پیکار کردن، خستگی ناپذیر راه پیمودن، با فداکاری راه گشودن، و اراده‌های شگرف انسانی را بکار گرفتن، راه و رسم پیروزیست.
این آرمان تابانی است که مسعود فرا راه این جنبش گذاشته و مجاهدین را نسل در نسل با آن آموزش داده است. از کسانی که سال‌ها پیش به‌مبارزه برخاسته‌اند تا دختران و پسران پرشوری که امروز برمی‌خیزند به این مقاومت می پیوندند و راه مجاهدین را برای خود انتخاب می‌کنند . مریم رجوی
با ما در كانال تلگرام #پيشتازان راه #آزادي همراه باشيد
Telegram.me/shahidanAzadi