مشخصات مجاهد شهید شاهپور تقی بیگلو محل تولد: تهران شغل: پزشكیار سن: ۲۱ محل شهادت: تهران زمان شهادت: ۱۳۵۹ مریم رجوی: در یک سال گذشته دادخواهی قتلعامشدگان در داخل و خارج ایران گسترش یافته است. در مقابل، رژیم آخوندی بهتلاشهای زیادی دستزده تا این جنبش را خنثی کند. اما کارنامهاش چیزی نبوده جز رسوایی و شکست. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید مجتبی کریمی محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 22 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 مریم رجوی: آخوندها ناچار شدند از سیاست پنهانکاری درباره قتلعام سال ۶۷عقبنشینی کنند. توطئه سکوت شکست خورد. مقامات رژیم تلاش کردند دلایلی برای این کشتار بزرگ ارائه کنند. اما حتی نتوانستند بسیاری آخوندهای حکومتی را بهدفاع از فتوای خمینی بکشانند. در حقیقت، چشمانداز سرنگونی، زبان مدافعان و همسویان رژیم را بند آورد. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید فاطمه فخاریان محل تولد: تهران تحصيل: راهنمایی سن: 20 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 عکس این شهید گرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است. مریم رجوی: بله، چنانکه مسعود، درباره این شهیدان گفته است: این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید مصطفی ایزدی محل تولد: تهران تحصيل: دانش آموز سن: 18 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1361 مریم رجوی: یقین دارم که رژیم ولایت فقیه با قیام و مقاومت مردم ایران و با ارتش آزادی و هزار اشرف سرنگون خواهد شد. خون شهیدان میجوشد و رود خروشان خون آنها ضامن پیروزی خلق ماست. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید راضیه فخاریان محل تولد: تهران تحصيل: دانش آموز سن: 17 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 عکس این شهید گرانقدر به تازگی به دست ما رسیده است مریم رجوی: در یک سال گذشته دادخواهی قتلعامشدگان در داخل و خارج ایران گسترش یافته است. در مقابل، رژیم آخوندی بهتلاشهای زیادی دستزده تا این جنبش را خنثی کند. اما کارنامهاش چیزی نبوده جز رسوایی و شکست. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید علیرضا معاونی محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 18 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایتهایشان از این سرنوشت نمیتوانند فرار کنند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید ملیحه معاونی محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 27 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1363 مریم رجوی: بله، چنانکه مسعود، درباره این شهیدان گفته است: این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید پروانه رجبی محل تولد: تهران تحصيل: دانشجو روان شناسى سن: 21 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 مریم رجوی: یقین دارم که رژیم ولایت فقیه با قیام و مقاومت مردم ایران و با ارتش آزادی و هزار اشرف سرنگون خواهد شد. خون شهیدان میجوشد و رود خروشان خون آنها ضامن پیروزی خلق ماست. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید پرویز حمید پور محل تولد: تهران شغل: مهندس سن: 26 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایتهایشان از این سرنوشت نمیتوانند فرار کنند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید یحیی تیموری محل تولد: كرج شغل: كشاورز سن: 37 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند. مریم رجوی: دادخواهی قتلعامشدگان یک مسأله ملی و یک بخش ضروری از کارزار بزرگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این کارزار برای گسترش مقاومت و نبرد، برای بهزیر کشیدن استبداد مذهبی و تحقق آزادی، دموکراسی و برابری است. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید یپرم میربیگیان محل تولد: تهران شغل: شغل آزاد سن: 24 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند. مریم رجوی: رژیمی که خون فرزندان رشید ایران را ریخت، پس از آن ریختن هر خونی را مباح دانست و زیرپاگذاشتن همه مرزهای اخلاقی و انسانی را برای خود مجاز دید. امروز جنبش دادخواهی، رژیم ولایت فقیه را بهلرزه در آورده و همه پروندههای جنایت و خیانت آن را هدف قرار میدهد. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید هادی همایون محل تولد: تهران تحصيل: دانشجوی مهندسی سن: 37 محل شهادت: - زمان شهادت: 1376 مریم رجوی: بله، ما از پا نخواهیم نشست. تا زمانی که یک بهیک این پروندهها باز شود. ما از پا نخواهیم نشست تا همه کسانی که مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند، در پیشگاه مردم ایران محاکمه شوند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید هادی البرزکوه محل تولد: تهران تحصيل: دانشجو سن: 22 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند. مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایتهایشان از این سرنوشت نمیتوانند فرار کنند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید محمد فردکهن محل تولد: تهران تحصيل: دانش آموز سن: 19 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1361 به یاد مجاهد شهید محمد فرد کهن
لاجوردی جلاد بارها به او گفته بود: تو را خودم اعدام میکنم ولی نه یکبار، بلکه روزانه صدبار تا دم مرگ میبرم و برمی گردانم بهطوری که آرزوی مرگ کنی. محمد جوان پرشور ۱۶سالهای بود که در انقلاب ضدسلطنتی با فعالیت سیاسی آشنا شد و در تمامی تظاهراتها حضور فعال داشت. او توسط پسرداییاش مجاهد شهید غلامحسین ابراهیمی (که از زندانیان مجاهد در زمان شاه بود و پس از باز شدن درب زندانها توسط مردم در زمان انقلاب ۵۷، از زندانآزاد شد)، با سازمان آشنا گردید و از همان لحظه در کسوت یک میلیشیای پرشور به فعالیت پرداخت.. (غلامحسین ابراهیمی در سال ۶۱در یک درگیری مسلحانه با پاسداران که تلاش به دستگیری او میکردند، قهرمانانه جنگید وبهشهادت رسید.) محمد بعد از ۳۰خرداد ۶۰، از آنجاییکه شناسایی شده بود وارد زندگی مخفی شد و همچنان به فعالیتهای خود ادامه میداد. روزی یکی از آشنایان او را در جایی دیده بود و از روی دلسوزی به او گفته بود: محمد، رژیم دارد همه مجاهدین را قتلعام میکند، یک مدت دست از فعالیت بردار و جایی مخفی شو تا آبها از آسیاب بیفتد. به جوانیت رحم کن. محمد از این جمله برآشفته شده بود و گفته بود: «دیگر از این رهنمودها به من نده، در جاییکه روزانه خواهران و برادرانم دارند میجنگند و در خون خود میغلطند، من به فکر حفظ جان خودم باشم؟ مگر خون من رنگینتر از خون آنهاست؟ این مسیر بیبازگشت است.» پس از دستگیری در اوایل سال ۶۱اورا به اوین بردند، و از آنجا که در تمامی مراحل بازجویی و شکنجه شجاعانه از مواضع سازمان و آرمانش دفاع میکرد بسیار مورد حقد و کین شکنجهگران بود، بهطوری که آنها را طوری به زانو درآورده بود که به او التماس میکردند که: لااقل نگو «اطلاعات دارم، ولی یک کلمه هم نخواهم گفت»، بگو نمیدانم. ولی او با مقاومتش آنها را به زانو درآورده بود. یکی از کسانی که ازاو کینه داشت لاجوردی جلاد بود که به او بارها گفته بود: تو را خودم اعدام میکنم ولی نه یکبار، بلکه روزانه صدبار تا دم مرگ میبرم و برمی گردانم بهطوری که آرزوی مرگ کنی. وهمین کار را هم کرد، بهطوری که از شدت جراحات شکنجه بهحالت اغما رفته بود ولی او را به بیمارستان برده و پس از رفع خطر دوباره به زیر شکنجه برده بودند. ولی او هرگز سرخم نکردو نشکست و همین آنها را بیشتر وحشی میکرد. آخرین حربه دژخیم حدود دیماه سال ۶۱بود که از اوین با منزلشان تماس گرفتند و گفتند میخواهیم محمد را آزاد کنیم، یک سند خانه در دادگاه انقلاب گرو بگذارید و با آن به اوین بیایید و او را ببرید. اگر چه کسی باور نمیکرد دژخیم او را آزاد کند، ولی مادرش به خود و بقیه امید میداد که حتماً در آن شلوغی، پروندههاقاطی شده و از دستشان در رفته، هرچه سریعتر برویم و او را بیاوریم تا متوجه اشتباهشان نشدند. با ناباوری همه اقدامات را انجام دادند و به قسمت مراجعه زندان اوین که آنزمان در قسمت ورودی لوناپارک بودرفتند، از پاسدارداخل کیوسک سؤال کردند و او هم تماسی با داخل اوین گرفت و گفت: منتظر باشید، کمی کار اداری دارد، صدا میکنیم. تا بعدظهر منتظر شدند که صدایشان کردند که به درب اوین بروند. به آنجا که رفتند، گفته شد بیایید داخل، الآن او را میآوریم. آنها را به اتاقی بردند و بعداز دقایقی محمد را در حالی که بهشدت شکنجه شده بود و هنوز از کف پایش بر اثر ضربات کابل خون میچکید آوردند. بر اثرشکنجه توان راه رفتن نداشت و دو پاسدار زیر بغل او را گرفته و آورده بودند. مادربهشدت شوکه شده بود و باگریه به آنها گفت: نامسلمانها، مگر نگفتید میخواهیم او را آزاد کنیم، پس چرا دوباره شکنجهاش کردید. آن دژخیم با خنده گفت: کار اداری داشت، ما میخواهیم او را آزاد کنیم، خودش نمیخواهد. اگر جواب سؤالات ما را بدهد، همین الآن با شما به خانه برمی گردد. شما او را نصیحت کنید. یا همکاری و آزادی و یا ماندن سر موضع و اعدام، خودش انتخاب کند. مادراز محمد سؤال کرد: اینها از تو چه میخواهند؟ محمد با قاطعیت گفت: می خواهند به سازمانم و دوستانم خیانت کنم و آنها را معرفی کنم، ولی من نمیگذارم کسی به جای من اعدام شود و دست از مجاهدین برنخواهم داشت و رو به دژخیم کرد و گفت: من هرگز در زندگیام نان و لقمه حرام نخوردهام که بخواهم با شما همکاری کنم. یک کلمه هم نمیگویم، اعدام را انتخاب میکنم. سپس رو به مادرش که گریه میکردبا صدای بلند گفت: «مادر، جلوی دشمن هیچوقت گریه نکن، اشک تو دشمن را شاد میکند. افتخار کن به راهی که انتخاب کردم». در چهره دژخیم شکست را بهوضوح میشد دید. او ناامید از همهجا، آخرین حربه را هم که عواطف مادر و فرزندی بود میخواست امتحان کند، ولی این بار هم تیرش به سنگ خورد، زیرا عشقی بالاتر، در دل محمد جای گرفته بود، عشق به خلق و آرمانش. آن دژخیم با التماس گفت: به مادرت رحم کن. محمد گفت: «مادر من هم مانند مادر باقی شهدا، هرکاری آنها کردند او هم میکند و خون من رنگینتر از خون مجاهدین دیگر نیست.» سپس به مادرش گفت: من اعدام خواهم شد و شما هم گول حرفهای اینها را نخورید، شما را دارند بازی میدهند. من راهم را انتخاب کردهام وآخرین وداع را با مادر کرد.» سپس رو به شکنجهگران کرد و گفت: « من آماده رفتنم »و او را بردند. چند روز بعد دوباره با منزلشان تماس گرفتند که به اوین بروند. بهمحض مراجعه ساک لباسها و وصیت نامه محمد را به مادرش دادند و گفتند: «اعدام شد. حق گرفتن مراسم ندارید و هیچ تجمعی در منزل نباید باشد و خبرش راهم جایی نبایدپخش کنید. بعداً تماس میگیریم و محل دفن اوراهم میگوییم» مدتی بعد توسط یکی از دوستان محمد مطلع شدند که قبل ازاجرای حکم اعدام محمد، از همان لحظه در ملاقات آخر او را به زیر شکنجههای وحشیانه برده و چند روز مستمر صبح میبردندو شکنجه میکردند و شب پیکر نیمه جانش را به داخل بند میانداختند تایکروز که دیگربر نگشت و در زیر شکنجه شهید شد، ولی لب به سخن نگشود و تا به آخر بر سر پیمان استوار ماند. بازتاب شهادت محمد در بین آشنایان و اهالی محل : محمد با آن که قبل دستگیری دانشآموز بود و سن کمی داشت ولی در بین اهالی محل محبوبیت زیادی داشت، به همه کمک میکردوهمه او را دوست داشتند. در عینحال هرچه پول توجیبی از پدرش میگرفت مخفیانه به افراد نیازمند کمک میکردو چیزی برای خود نگه نمیداشت. با آن که از لحاظ اقتصادی وضع مالیشان خوب بود ولی بسیار ساده لباس میپوشید، حتی چندبار پدرش به او پول داد که برود برای خودش خرید لباس و کفش و... کند، بعدچند روز وقتی لباس جدیدی تن او نمیدید و از او سؤال میکرد چرا هنوز خرید نکردی؟ لبخندی میزد و میگفت: کسی بود که بیشتر از من به آن پول نیاز داشت، من فعلاً نیاز ندارم و این موضوع همیشه تکرار میشد. وقتی هم از او سؤال میشد آنها کی هستند، با لبخند میگفت: به اسامی آنها کار نداشته باشید، کمکی که با بیان اسم نفر باشد که کمک نیست. بعد از شهادت محمد، خبرش به سرعت در محله پیچید و همه بهرغم محدودیتهای رژیم و تهدیدات که گاها منجر به درگیری و برخورد میشد، به منزل آنها میآمدند. حتی شهادت محمد تاثیر خود را روی افرادی در محل که حزباللهی بودند و هنوز جنایات رژیم را باور نداشتند، گذاشت که به دو نمونه از آن اشاره میکنم. همسایهای داشتندکه از بعد آمدن خمینی خیلی از خمینی طرفداری میکردو همیشه با اهالی محل کارش به جروبحث میکشید. چندروز از شهادت محمد گذشته بود که به همراه خانوادهاش به درب منزلشان آمد، تا وارد شدشروع به گریستن کرد و گفت: تا خبر شهادت محمد را نشنیده بودم باور نداشتم این رژیم اینقدر جنایتکار است، مجاهدین راهم نمیشناختم و فکر میکردم اینکه خمینی میگوید منافق حتماً درست میگوید، حالا که فهمیدم محمد هم مجاهد بوده، فهمیدم اینها دروغ میگفتند، اگر مجاهدین همه مثل محمد هستند، پس منافق واقعی خود خمینی و پاسدارانش هستند و من از این به بعد همه جا این را میگویم و شروع به فحشدادن به خمینی کرد. مورد دیگر یکی از جوانان محل بود که عضو کمیته محل شده بود و در محله هرکس میخواست او را اسم ببرد، اسم او رابه همراه واژه پاسدار بکار میبرد. بعد از شهادت محمد، وقتی او این خبر راشنیددر حالیکه لباس فرم کمیته و سلاح به همراه داشت به درب منزلشان آمد و باٰسری افکنده سؤال کرد آیا راست است که محمد مجاهد بوده و اعدام شده؟ پدرمحمد ازآنچه بر سر محمد آورده بودند برایش گفت. آن فرد در حالیکه گریه میکرد از پدرمحمد خواست همان لحظه او را با ماشین تا کمیته محل ببردوپس از رسیدن به کمیته، همان دم درب سلاحش را روی میز ورودی کمیته پرت کرد وگفت: «من دیگر با شما نیستم» و از آن به بعد هم از همه میخواست دیگر واژه پاسدار را برای او بکار نبرند. مریم رجوی: حالا بسیاری ترفندهای آخوندها برای مردم جهان روشن شده است. گویی زندانیان سیاسی قتلعام شده و تمام آن 120هزار شهید دوباره بهمیدان آمدهاند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید شهریار شوشتریان (شوشتری) محل تولد: تهران تحصيل: دانش آموز سن: 17 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1360 مجاهد شهید شهريار شوشتريان (شوشتري) خون شهدا برگردنم سنگینی می کند شهريار شوشتریان در سال 1343 در خانواده اي متوسط متولد شد. او استعداد و نبوغ خاصي داشت. با شروع انقلاب ضدسلطنتي علیرغم اینکه 14سال بیشتر سن نداشت؛ ولی با شوروشوقی وصفناپذیر فعالیت می کرد. در سال58 با آرمان و اهداف سازمان مجاهدين آشنا شد. مدتي مسئول مالي انجمن دبیرستان شهریار در قلهک در تهران و بعد مسئول تبليغات انجمن بود. او میلیشیایی پرشور؛ مايه گذار و صادق بود. وی در برپائي تظاهراتی در سيدخندان شرکت داشت که پس از آن پاسداران در یکی از خانه های مجاور این محله او را دستگیر کردند. شهریار قهرمان را به زیر شدیدترین شکنجه ها بردند اما برغم شكنجه و فشارهاي زياد او حاضر نشد حتي اسم خودش را به شکنجهگران بدهد و يا به خواست دشمن توبه كند. دژخیمان به وي پيشنهاد کردند كه نام خودش را بگويد و توبه كند تا بلافاصله آزاد شود! اما او جواب داده بود:« خون شهدا و مهدي رضائي برگردنم سنگيني ميكند.» سرانجام شهریار را روز دوم تیر سال1360 در حالی که ۱۷سال بیشتر نداشت تيرباران کردند. او یک دانش آموز بود که تنها با فروش نشریه و پخش اطلاعیه؛ مجاهدین را تبلیغ میکرد. مریم رجوی: بله، چنانکه مسعود، درباره این شهیدان گفته است: این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید کیومرث زواره محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 26 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1367 به یاد قهرمان سر بدار کیومرث زواره کیومرث زواره فرزند یک خانوادهٌ ثروتمند بود. پدرش با دادن رشوههای کلان بارها کارش را درست کرد تا او را آزاد کنند. اما او بسیار استوار و مقاوم بود. بهطوری که در سال64 در جریان انتخابات ریاست جمهوری رژیم وقتی برگهٌ مربوطه را به او دادند تا رأی دهد روی برگه نوشت «مسعود رجوی». مزدوران برگه را ضمیمهٌ پروندهاش کردند. پدرش خیلی پیگیر آزادی او بود، اما بهدلیل مواضع خودش او را آزاد نمیکردند. پس از اینکه در مرداد67 او را به شهادت رساندند، پدرش در مراجعه به اوین میگوید: «چرا او را اعدام کردهاید؟». مزدوران رژیم پروندهٌ کیومرث را میآورند و از لای آن برگهیی را نشانش میدهند که روی آن نوشته بود:« مسعود رجوی». مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایتهایشان از این سرنوشت نمیتوانند فرار کنند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید محسن رشیدی محل تولد: تهران شغل - تحصيل: - سن: 24 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1367 مریم رجوی: از قتلعام 30هزار زندانی سیاسی نزدیک به سه دهه میگذرد. اما این جنایت چیزی نیست که به تاریخ پیوسته باشد. این جنایت مسأله همین امروز است. مسأله نقض فاجعهبار حقوقبشر در ایران است. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید فرشید انتصاری تتفی محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 35 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهد شهید فرشید انتصاری مختصری از زندگینامه مجاهد شهید «فرشید انتصاری تتفی» فرشید در سال 1332در تهران در یک خانواده مرفه متولد شد. تحصیلات ابتدای و دبیرستان را در تهران گذراند و از دانشگاه تهران در رشته بیولوژی فارغالتحصیل شد. در جریان انقلاب ضدسلطنتی از طریق مجاهد شهید مجتبی مجاهدپور با سازمان آشنا گردید و به این ترتیب گم شده خودش را یافت. او پس از پیروزی انقلاب در ارتباط با کانون توحیدی اصناف فعالیتهای تشکیلاتی خود را بهصورت حرفهیی آغاز کرد. از پاییز 58همزمان با شروع سال تحصیلی به همراه مجاهد شهید محسن باستانمهر از کانون توحید اصناف به ستاد جنبش معملین در خیایان طالقانی منتقل شد. فرشید و محسن از کادرهای ثابت جنبش معلمین بودند که مسئولیت حفاظت و انتظامات ستاد جنبش معملین را برعهده داشتند. در سال 59پس از ممنوعیت انتشار نشریه مجاهد از سوی دادستانی « انقلاب»! تهران، فرشید به بخش تبلیغات و انتشار نشریه مجاهد منتقل گردید. مسئولیت اخص فرشید آماده سازی و چاپ نشریه بود. او در اواخر سال 59در یکی از مأموریتهای چاپ نشریه در حالی که 30هزار نشریه را از چاپخانهیی واقع در خیابان ناصرخسرو تهران منتقل میکرد، توسط دادستانی دستگیر و روانه زندان اوین شد. در بیدادگاه آخوندها که در سال 59! فرشید به 15سال زندان محکوم شد! این حکم در دوران فعالیتهای سیاسی و علنی سازمان بسیار غیرمعمول اما در عین حال بیانگر وحشت رژیم آخوندی از انتشار نشریه مجاهد و تأثیرات آگاهی بخش آن بود. فرشید دوران محکومت زندان را در زندانهای اوین، قزلحصار و گوهردشت سپری کرد. او در زندان از روحیه بسیار بالایی برخوردار بود. ، وی در هر بندی که بود بهدلیل فروتنی و صداقتی که در رفتار و گفتارش موج میزد، همواره مورد احترام سایر زندانیان اعم از مجاهد و غیرمجاهد بود. فرشید در بخش دانشآموزی بهدلیل سن زیادش از سوی بچهها چه در بیرون از زندان چه در داخل زندان به «بابا» معروف بود. فرشید انتصاری تتفی در سال 67در حالی که هشت سال از مدت محکومیتش میگذشت در جریان قتلعام زندانیان سیاسی قهرمانانه سربدار شد... . روحش شاد... ! مریم رجوی: ما از کمیسر عالی حقوقبشر مللمتحد میخواهیم یک کمیسیون مستقل تحقیق در مورد قتلعام سال ۶۷تشکیل دهد. دولتهای اروپایی باید حداقل، تجارت و دیپلوماسی در رابطه با این رژیم را به توقف شکنجه و اعدام منوط کنند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید علی اکبر ملاعبدالحسینی محل تولد: تهران تحصيل: لیسانس سن: 35 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهد سربدار علی اکبر ملاعبدالحسینی مجاهد شهید علی اکبر ملاعبدالحسینی 35ساله، متولد تهران و لیسانس بود. علیاکبر از زندانیان زمان شاه بود که مدت 3سال را در زندان بهسربرده بود. علیاکبر از سال 60تا 64نیز زندانی رژیم خمینی بود. علیاکبر پس از آزادی برای پیوستن بهارتش آزادیبخش اقدام میکند، اما دوباره دستگیر و محکوم بهسال زندان میشود. علیاکبر در زندان بسیار بیمار بود و از صرع ناشی از شدت شکنجهها رنج میبرد. بر اساس گزارشهای همبندانش در سال 67، شدت بیماری او بهحدی بود که روی ویلچر حرکت میکرد. علیاکبر، با وجود این، یکی از مقاومترین اسیران مجاهد بود و هیچگاه تسلیم جلادان نشد. علیاکبر قهرمان را روز 12مرداد 67، در گوهردشت درحالیکه روی ویلچر قرار داشت، حلقآویز کردند. مریم رجوی: از قتلعام 30هزار زندانی سیاسی نزدیک به سه دهه میگذرد. اما این جنایت چیزی نیست که به تاریخ پیوسته باشد. این جنایت مسأله همین امروز است. مسأله نقض فاجعهبار حقوقبشر در ایران است. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید سیدحمید خضری محل تولد: تهران شغل - تحصيل: - سن: 23 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهد شهید سید حمید خضری هرکس راه و آرمان خودش را دارد. اصغر راه خودش را رفت. منهم راه خودم را میروم. باز هم تکرار میکنم من هوادار سازمان پرافتخارمجاهدین خلق ایران هستم. وقتی نیری به حمید خضری میگوید: برادرت اصغر را اعدام کردهایم. برادر بزرگتان هم که در سال 60اعدام شده، حالا تو برو انزجارنامه بنویس تا برای مادرت بمانی. حمید قهرمان در مقابل نیری غریده بود که: ” هرکس راه و آرمان خودش را دارد. اصغر راه خودش را رفت. منهم راه خودم را میروم. باز هم تکرار میکنم من هوادار سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران هستم“. مجاهدین خلق ایران هستم“.
مریم رجوی: دولتهای اتحادیه اروپا و آمریکا برای سالهای زیاد با همراهی با این رژیم، بهآن کمک کردند که جنایت خود علیه بشریت را پنهان کند. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید هادی عزیزی محل تولد: تهران شغل: سرباز وظیفه سن: 27 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 مریم رجوی: شما با کارزار دادخواهی، رژیم را بهخاطر بزرگترین جنایتاش هدف قرار میدهید. شما با این کارزار، موضعگیری در قبال قتلعام ۶۷را به معیار قضاوت تبدیل کردهاید. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید هوشنگ محمد رحیمی محل تولد: تهران تحصيل: دانشجوی مهندسی سن: 24 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1371 مریم رجوی: بله، چنانکه مسعود، درباره این شهیدان گفته است: این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید اسفندیار کلهر محل تولد: كرج تحصيل: دانش آموز سن: 22 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1366 متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند. مریم رجوی: بله، چنانکه مسعود، درباره این شهیدان گفته است: این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید حیدر صادقی تیرآبادی محل تولد: تهران شغل - تحصيل: - سن: 25 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهدشهید حیدر صادقی تیرآبادی شرحی کوتاه از زندگینامه شهید حیدر صادقی تیرآبادی حیدر در تابستان سال 60 در حالی که 17سال بیشتر نداشت دستگیر شد. پس از تحمل دوران بازجویی و انواع فشارها و شکنجهها در اوین به 15سال زندان محکوم و سپس به زندان قزلحصار منتقل شد. حاج داوود رحمانی، رئیس جلاد زندان قزلحصار بسیار تلاش کرد که او را بهسازش و تسلیم وادار نماید. اما او بهرغم اینکه سن کمیداشت بهشیوههای حاج داوود میخندید. پس از انقلاب ایدئولوژیک با اوجگیری مقاومت در زندان و گسترش دامنه اعتراضات و شروع تحریم و اعتصاب زندانیان، حیدر چون آتشی فروزان و شعلهور با پاسداران برخورد میکرد و در همه تحرکات بهصورتی بسیار فعال وارد میشد. او در بین بچهها و زندانیان بسیار آرام و خجالتی بود. بهطوری که وقتی با او شوخی میکردیم چهره سپید و خندانش بلافاصله سرخ میشد. در چهرهاش شور، عشق و زندگی موج میزد. سرانجام در روز شنبه پانزدهم مرداد 67بههمراه سایر زندانیان با لبخند همیشگیاش پا در مسیر خونین شهادت نهاد و جاودانه شد. مریم رجوی: حکم این کشتار هولناک را خمینی صادر کرد. همان روزها، او در پاسخ به اعتراض جانشین وقت خود، منتظری، نوشت: «مسئولیت شرعی این حکم با من است» و آرزو کرد که مجاهدین نابود شوند. حالا او لعنت مجسم تاریخ است و مجاهدین شعلههای امیدند و الهامبخش آزادی. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید خیرالله جلالی محل تولد: تهران شغل - تحصيل: - سن: 29 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهد شهید خیرالله (خسرو) جلالی مختصری اززندگینامه خیرالله جلالی مجاهد شهید خیرالله (خسرو) جلالی در سال 1338، در تهران متولد شد و در مرداد 67، در زندان گوهردشت حلقآویز گردید. یکی از همبندیهایش درباره او نوشته است: خیرالله از جمله 90نفری بود که در 27خرداد 60در یک خانه در جنوب تهران دستگیر شدند. او در زندان از نفرات خیلی مقاوم و جاافتاده بند بود. اوایل سال 61حاج داود رحمانی او را بهعنوان یکی از مسئولان تشکیلات بند 1واحد 1قزلحصار، به بند مجرد و سپس به انفرادیهای گوهردشت فرستاد. خیرالله تا اواخر سال 63در انفرادی بود. خیرالله در سال 66، با انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین آشنا شد و از آن پس تمام کوشش او این بود که خود را با معیارهای آن بسنجد و همگام کند. در 15مرداد 67درست وقتی که بچهها صف در صف به سوی اعدام میرفتند، در راهروی زندان گوهردشت خیرالله در کنارم بود و با هم صحبت میکردیم. در همان شرایط هم به فکر انقلاب و رساندن پیام آن به دیگران بود. به من گفت: «آیا مطالب انقلاب به شما رسیده؟ ما با انقلاب ایدئولوژیک دوباره زنده شدیم». دراثنای صحبت او، آخوند ناصریان دستش را گرفت. او را بلند کرد و گفت: «تو را باید دوباره به دادگاه بفرستم تو منافق هستی». خیرالله رفت و به کاروان شهیدان پیوست. مریم رجوی: دادخواهی قتلعامشدگان یک مسأله ملی و یک بخش ضروری از کارزار بزرگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این کارزار برای گسترش مقاومت و نبرد، برای بهزیر کشیدن استبداد مذهبی و تحقق آزادی، دموکراسی و برابری است. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید علیرضا غضنفرپور مقدم محل تولد: كرج تحصيل: دانشجو سن: 27 محل شهادت: کرج زمان شهادت: 1367 متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطرات و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را ميشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند. مریم رجوی: دادخواهی قتلعامشدگان یک مسأله ملی و یک بخش ضروری از کارزار بزرگ ملت ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این کارزار برای گسترش مقاومت و نبرد، برای بهزیر کشیدن استبداد مذهبی و تحقق آزادی، دموکراسی و برابری است. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید حسین رضوانی محل تولد: تهران تحصيل: دیپلم سن: 26 محل شهادت: اصفهان زمان شهادت: 1367 به یاد مجاهد شهید حسین رضوانی حسین رضوانی از بچههای تهران بود که بهاصفهان منتقل شده بود و مدت 7سال بود که اسیر بود، خانوادهاش گاهی از تهران بهاصفهان جهت ملاقات او میآمدند. او بسیار شجاع و دلیر بود، پاسدارها از او حساب میبردند. حسین رضوانی در تاریخ 13مهر 67در جریان قتلعام زندانیان اعدام شد. یادش جاودانه باد. مریم رجوی: رویکرد با این نسلکشی، و جنایت علیه بشریت، آزمایش وفاداری جامعه بینالمللی، به ارزشهای حقوقبشری است. چنانکه مسعود سالها پیش گفته است محاکمه و مجازات عاملان و آمران قتلعام، حق مردم ایران، حق جامعه بشری و حق مجاهدین و خلق آنهاست. با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید https://t.me/shahidanAzadai96
مشخصات مجاهد شهید فاطمه حمزه ای محل تولد: تهران تحصيل: دانشجو سن: 30 محل شهادت: تهران زمان شهادت: 1367 به یاد قهرمان سر بدار فاطمه حمزه ای «فکر میکنند با شلاق و شکنجه میتوانند چیزی را در ما تغییر بدهند در حالیکه کور خواندهاند» فاطمه متولد سال 1337و از دانشجویان دانشگاه تهران بود که در جریان انقلاب ضد سلطنتی با سازمان آشنا شد. او بلافاصله بعد از قیام فعالیت حرفهیی خود را با سازمان شروع کرد، و از اولین مسئولین تشکیلات بخش دانش آموزی بود که در سازماندهی و هدایت حرکتهای سیاسی افشاگرانه دانشآموزان نقش بسزایی داشت. وی در آخرین و بزرگترین حرکت سیاسی سازمان در داخل یعنی تظاهرات 30خرداد 60 13، دوشادوش نیروهای میلیشیا شرکت فعال داشت. از اینروز به بعد او نیز به زندگی مخفی روی آورد. فاطمه هنگام تردد به خانه یکی از هواداران سازمان توسط مزدوران شناسایی و در جریان یورش پاسداران به این خانه دستگیر و بلافاصله به زندان اوین منتقل شد. او را بعد از بازجویی و شکنجههای بسیار به 15سال زندان محکوم کردند. فاطمه از جمله خواهران زندانی مقاومی بود، که بهدلیل نقشی که در عنصر مقاومت و پایداری در زندان داشت؛ او را مستمر برای شکنجه و بازجویی میبردند ولی هر بار با مقاومت خود بازجوها و شکنجهگران را ناامید میکرد و با لبخند پیروزی که از ناکام گذاشتن دشمن بر لب داشت به سلول باز میگشت. وقتی همزنجیرانش از او سؤال میکردند که چه شد؟ با همان خنده همیشگیاش میگفت: «هیچی! هراز گاهی میخواهند چک کنند ببینند در چه وضعیتی هستم؟»، و بعد با تمسخر اضافه میکرد: «فکر میکنند با شلاق و شکنجه میتوانند چیزی را در ما تغییر بدهند در حالیکه کور خواندهاند». او بعد از سال 64مستمراً در سلولهای انفرادی بود، اما از همان جا هم به بچهها انگیزه میداد. به راستی که او سمبلی از استواری و پایداری زن مجاهد خلق در برابر سبُعیت دژخیمان بود. در آخرین لحظات که او را برای اعدام میبردند، هنگام خداحافظی با همزنجیرانش با همان شادابی و صلابت همیشگی با صدای بلند گفت: «فکر میکنند با شلاق و شکنجه میتوانند چیزی را در ما تغییر بدهند در حالیکه کور خواندهاند» آری آن مجاهد سازشناپذیر، شیر زن گُرد و دلیر در قتلعام 67با گامهایی استوار و چهرهای خندان و در حالیکه به مرگ و طنابهای دار لبخند میزد با فدای جان خویش به عهد و پیمان خود با خدا و خلق وفا کرد و همانطورکه میگفت دژخیمان نتوانستند صدای او را خاموش کنند و امروز صدای رسای او در فریادهای هزاران زن و مرد، پیر و جوان ایرانی که مرگ بر اصل ولایتفقیه و زنده باد آزادی را بر هر کوی و برزن و در شهرهای سراسر جهان طنینانداز میکنند، شنیده میشود. نامش گرامی و راهش پر رهرو باد. مریم رجوی: اجساد اعدام شدگان در کجا دفن شدهاند و آیا خانوادهها و بستگان آنها همچنان از محل دفنشان بیاطلاعند و از رفتن برسر مزار شهیدان محروم و ممنوع هستند؟ و گورهای جمعی در کجا هستند و چندنفر، با چه مشخصاتی در آنها دفن شدهاند؟